جستجو

تبلیغات



پندی از سقراط

    شاد باش نه یک روز بلکه هزاران سال ، بگذار آوازه ی شاد بودنت چنان در شهر بپیچد که رو سیاه شوند آنان که بر غمگین کردنت شرط بسته اند.

    روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود.
    علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد :
    در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم.
    جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
    سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟


    این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ شنبه 1 فروردين 1394
    منبع
    برچسب ها : سقراط ,
    پندی از سقراط

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 7 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر